فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
15
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
ميدان شاه و بازى گوى و چوگان نام قديمى بازى « پولو » به زبان فارسى « گوى و چوگان » است . گرچه « گويى » كه در اين بازى به كار مىرود هميشه به يك شكل و اندازه بوده اندازهء چوگان تغيير يافته است . زمانى چوگان شبيه قاشق خردلخورى بوده كه به يك دسته خيلى دراز منتهى مىشده است . چنان كه از بعضى از تصاوير كتب خطى برمىآيد بازىكنندگان به جاى اينكه گوى را با آن بزنند بلند مىكردند . در مورد قدمت اين بازى جاى هيچگونه شك و ترديد نيست . مىگويند هنگامى كه اسكندر كبير هنوز به سن رشد نرسيده بود شاهنشاه ايران براى او گوى و چوگانى فرستاد و اين اشارهاى به اين موضوع بود كه اسكندر هنوز كودكى بيش نيست و بايد با بازيهاى كودكانه خود را سرگرم نمايد . اسكندر پاسخ داد كه در مورد وى ، گوى نمايندهء زمين و چوگان خود او مىباشد . ايرانيان چندى بعد با ديدن زيانهاى فراوان به اين نتيجه رسيدند كه گفتههاى اسكندر تا اندازهاى به حقيقت مقرون بوده است . بازى گوى و چوگان در زندگى مردم ايران نقش مهمى ايفا مىكرده است ؛ به طورى كه بهرام گور ، پادشاه ايران ، كه به شكار علاقهء فراوان داشته خواندن و فن شكار كردن و بازى گوى و چوگان و طرز به كار بردن سلاحها را زير نظر سه استاد آموخت . هارون الرشيد كه نام وى جاودانى است گوى و چوگان بازى مىكرده است و مىگويند چنان كوتاه قامت بوده كه هنگامى كه بر پشت اسب جاى مىگرفت به زحمت مىتوانست گوى را با چوگان بزند . موضوع ديگرى كه قدمت اين بازى را مىرساند كتابى است راجع به قواعد و قوانين بازى گوى و چوگان كه در زمان ويليام فاتح « 1 » نوشته شده است . تيمور
--> ( 1 ) . William the Conqueror